Sherlock Holmes

هیچ ابلهی به اندازه ی ابلهی که اندک بهره ای از عقل دارد موجب دردسر نیست.

Sherlock Holmes

هیچ ابلهی به اندازه ی ابلهی که اندک بهره ای از عقل دارد موجب دردسر نیست.

Sherlock Holmes

در جست و جوی تاثیرات عجیب و ترکیبات غریب،انسان باید به خود زندگی مراجعه کند که همیشه چشمه هایی بسیار شگفت انگیز تر از بهترین کوشش تخیل ما آماده نمایش دارد.

۰۳تیر

تا حالا شده کلی کار داشته باشید و سرتون خیلی شلوغ باشه ولی حوصله ی انجام دادن کارهاتون رو نداشته باشید؟؟توی این طور مواقعی چه کار می کنید؟؟؟

+حوصله ام سر رفته.


۹۸/۰۴/۰۳
شرلوک هلمز

نظرات  (۱۰)

۰۳ تیر ۹۸ ، ۱۷:۲۱ طراحی اپلیکیشن
عالی بود
پاسخ:
عالی بود؟؟؟؟؟؟
این داستان زندگی منه، هر روز و هر ساعت.
کار خاصی هم نمی کنیم :))
پاسخ:
کمک کنید لطفا.
یعنی توی این طور مواقعی هیچ کار خاصی نمی کنید؟هیچ چی؟؟
هیچی
به خاطر همین هم هست که همیشه کارام می مونن و خسته م اکثر اوقات.
مامانم می گه به خاطر سردی خوردنه، یا به خاطر نداشتن هدف!
پاسخ:
خب پس هیچ چی.
اشکال نداره.به هر حال این حالت بی حوصلگی،حالتی است گذرا.خوبیش به اینه که این حالت بی حوصلگی می گذره و تموم می شه و آدم دوباره سرگرم انجام دادن کارهاش می شه. :)
امیدوارم که به زودی هدف هاتون رو پیدا کنید. :)
ممنون :)) 
پاسخ:
سلامت باشید. :)
دو حالت داره. گاهی اوقات میشه کاریش کرد:
یک آهنگ بذاری برقصی،یک بستنی بخوری یکم کتاب بخونی و بالاخره یک کاری کنی که سر هیجان بیای.بعد شروع کنی انجام دادن کارها.
گاهی اوقات هم،
نمیشه کاریش کرد!
و ادم باید منتظر بمونه که این نیز بگذرد!
پاسخ:
خدا رو شکر الان دیگه این حالت بی حوصلگی رفع شد.الان سفت و سخت مشغول انجام کارهام هستم. :)

این حالت بی حوصلگی نیز گذشت. ^_^

تشکر. :)
۰۴ تیر ۹۸ ، ۰۹:۲۳ حمید آبان
بارها و بارها پیش اومده با وجود همه مشغله ها حوصله انجام کاری رو نداشتم، یه نمونه اش همین چند روز پیش یه ترجمه گرفته بودم که فوری باید تحویل میدادم، اما هرشب جلوی لپ تاپ فقط به صفحه خیره میشدم و نمیتونستم انجام بدم، آخرش هم با یک روز تاخیر تحویل دادم!
راه حلی ندارم متاسفانه، شاید اینجور مواقع باید دست از کار کشید و کاری که قلبا دوسش داریم رو انجام بدیم و به خودمون فرصت بدیم مغزمون بازیابی بشه :)

+ کامنت اون بنده خدا خیلی خوب بود :))))) "عالی بود"
پاسخ:
بازیابی مغز؟روش خیلی خوبیه.ممنونم.دفعه ی بعد حتما باید این روش رو امتحان کنم. :)
خدا رو شکر الان دیگه این حالت بی حوصلگی از بین رفته. :)

+ :)
چند تا راه حل داره:
من اکثرا کتاب های خودشناسی میخونم یه به حرف نویسنده هاشون گوش میکنم...
جند تا راه حل مختلف داره:  یکی شون میگفت انرژی انسان مثل چاه می مون بعضی وقتها این چاه خالی میشه حالا چژور بهتر بشه اولین راهش پیاده روی..نیم ساعت پیاده روی در روز انقدر انرژی بهت میده که بتونی یه 24 ساعت بی حوصلگیت کمتر بشه ...دوم باید استرست کم کنی چطوری؟صبح که از خواب بیدار شدی همه نگرانی هات و غرغرهایی که داری می نویسی باعث میشه مغزت راحت باشه کمتر سنگین بشه
و اینکه یکی دیگشون میگفت این یه واقعیت که باید قبولش کنیم از یه سنی به بعد تقرییا مغز زمان زیادی بی حوصله هست پس اگه به خودت باشه هیچ وقت هیچ کاری انجام نمیدی پس باید به مغزت باید بگی کنترل تو دست من نه اینکه کنترل من دست تو باشه چون ما از ذهنمون جدا هستیم دو تا بخش جدا هستیم اگه اون میگه حوصله ندارم باید بهش بگی باهات مذاکره میکنم این کار انجام بده بجاش منم موقع انجامش برات موزیک میزارم یا این کار انجام بده اخرش بهت بستنی میدم یا می برمت بیرون یا یه کاری که دوست داری انجام میدیم. برای همین میگن در هر یک ساعت کار ده دقیقه استراحته نه بیشتر تا مغزت کلافه نشه
پاسخ:
از روش ها و راه حل هایی که گفتی ممنونم دوست عزیز.دفعه ی بعد که بی حوصله شدم حتما باید امتحانشون کنم. :)
به نظرم خود کتاب خوندن هم می تونه موثر باشه. :)
۱۳ مرداد ۹۸ ، ۰۲:۲۳ نگاه کوهستان
من الان دقیقا همینجوریم انگار هیچی ارومم نمیکنه
پاسخ:
به قول بعضی از دوستان این نیز بگذرد. :)
من اون موقع که حوصله ام سر رفته بود کتاب خوندم.وقتی کتاب می خوندم اصلا انگار نه انگار که حوصله ام سر رفته بود. :)
۱۳ مرداد ۹۸ ، ۰۲:۴۳ نگاه کوهستان
مشکل اینجاست که خیلی کار دارم ولی انگار دارم فقط فرار میکنم از چی نمیدونم
شاید از افکار منفی که تو ناخودآگاهم حبسشون کردم میترسم واضح شن
و انگار فلجم کرده نمیتونم پای هیچکاری وایسم
و همینم عذابم میده
درکم میکنید؟
پاسخ:
این رو قبلا هم توضیح دادم.
تقریبا همه ی ما حداقل یک ترس غیر منطقی داریم.
تا جایی که من می دونم رفتار انسان ها در مواجه شدن با ترس به سه شکله:
1)بعضی ها راه گریز و فرار رو انتخاب می کنن.
2)بعضی ها می ایستند و با ترس هاشون می جنگن تا در نهایت پیروز بشن.
3)بعضی ها هم حالت بهت زدگی بهشون دست می ده.یعنی بدون هیچ حرکت و واکنشی خشکشون می زنه و هیچ کاری انجام نمی دن.
احتمالا شما برای مقابله با این ترستون راه اول رو انتخاب کردین.این انتخاب ممکنه به دلیل نشناختن هدف و مسیری که می خواهید در اون قدم بذارید باشه.شاید هم به دلیل نداشتن برنامه ریزی درست باشه.
فردی رو در نظر بگیرید که از تاریکی می ترسه.خب این ترس یک ترس غیر منطقیه.حالا سوال این جاست که چرا این فرد چنین ترس غیر منطقی داره؟یکی از دلایلش می تونه این باشه که این فرد شناختی از تاریکی نداره.برای همین پذیرای این ترس غیر منطقی می شه.
یکی دیگه از دلایل ترس می تونه تجربیات گذشته باشه که این هم بحثش مفصله. :)
پس ترس های غیر منطقی و افکار منفی رو کنار بذارید.

الان من همونطوری هستم باید پاورپوینت 4 صفحه ای در مورد جهت یابی در روز شب درست کنم هنوز صفحه ی اولم می خوام درس بخونم اما تا این رو درست نکنم نمی شه 

پاسخ:
#درد_مشترک_همه :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی